مجتبی قربانی
به گزارش تیترشمال و به نقل از بلاغ – نیمه شهریور که میرسد، جنگلهای هیرکانی رنگ دیگری میگیرند؛ مه آرامآرام بر شانه درختان مینشیند و از ژرفای جنگل، صدایی بلند میشود که گویی قرنهاست در رگهای این سرزمین جاریست؛ نعره مرال نر در فصل گاوبانگی.
سلطان جنگل شاخ بر شاخ میساید، خاک نمخورده را به سم میشکافد و آواز عاشقانهاش را در میان درختان میپراکند؛ آوازی برای یافتن جفت، برای حفظ قلمرو و برای ادامه نسلی که بخشی از حافظه زنده هیرکانی است.
اما درست همینجا، قصه روی دیگری هم دارد؛ صدای مرال برای طبیعت، نوید زندگیست و برای شکارچی، گاه نشانی از یک طعمه. در روزهایی که مرالها در تب عشق و رقابت، بخشی از هوشیاری خود را از دست میدهند، سایه انسان میتواند از میان مه بیرون بیاید؛ یک کمین، یک تقلید صدا و گلولهای که میتواند آواز یک سلطان را برای همیشه خاموش کند.
جنگل باید ساکت بماند
در همین رابطه، روحالله اسماعیلی، معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان مازندران با اشاره به اهمیت حفاظت از این گونه شاخص اظهار کرد: ورود به پارک ملی کیاسر و پناهگاه حیات وحش چهاردانگه در فصل گاوبانگی ممنوع است و این ممنوعیت از ۱۵ شهریور آغاز شده و تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت.وی افزود: با توجه به حساسیت جنگلهای شمال کشور در این فصل، تردد هرگونه خودروی آفرود، ورود تورهای گردشگری و گروههای طبیعتگردی به زیستگاههای مرال در مناطق چهارگانه و زیستگاههای حساس جنگلی ممنوع است.
اسماعیلی با بیان اینکه دلیل اصلی این ممنوعیت، آسیبپذیری شدید مرالها در این مرحله از زندگی است، گفت: بقای این گونه ارزشمند منوط به این است که دوره گاوبانگی را بدون چالش و تنش انسانی سپری کنند.
۵۰ چادر برای پاسبانی از آواز مرالها
معاون محیطزیست طبیعی ادارهکل حفاظت محیطزیست استان مازندران با اشاره به برپایی ۵۰ چادر گاوبانگی در سراسر استان، خاطرنشان کرد: این چادرها با هدف نظارت شبانهروزی و جلوگیری از حضور افراد غیرمجاز و شکارچیان در زیستگاهها برپا شدهاند و در این مسیر از ظرفیت ارزشمند مردم محلی و فعالان محیطزیست بهره گرفتهایم.این چادرها در واقع سنگرهای خاموشی هستند که قرار است در حساسترین روزهای سال، میان مرال و گلوله فاصله بیندازند؛ محیطبانانی که شب و روز در زیستگاهها حضور دارند تا صدای گاوبانگی در جنگل شنیده شود، بیآنکه صدای شلیک آن را خاموش کند.
حالا در مازندران، همزمان با آغاز این آیین کهن، جنگل به پاسبانانی نیاز دارد که اجازه ندهند فصل عاشقی مرالها به فصل مرگشان بدل شود؛ از ممنوعیت ورود به زیستگاههای حساس گرفته تا برپایی ۵۰ چادر گاوبانگی، همه چیز برای آن است که این آواز با طلوع بهار، به تولد نسل تازهای از مرالها برسد.
یک نعره تا زندگی، یک گلوله تا مرگ
این روزها، اگر در ژرفای جنگلهای هیرکانی ایستادید و صدایی دور از میان مه برخاست، شاید صدای همان سلطان خاموش جنگل باشد؛ مرالی که برای عشق، برای قلمرو و برای ادامه زندگی میخواند.او نمیداند شکارچی کجای جنگل کمین کرده، نمیداند صدایی که از دور میشنود، ممکن است صدای رقیب نباشد و پشت آن صدا، لوله تفنگی انتظارش را بکشد. او فقط طبیعت خود را زندگی میکند؛ همانگونه که هزاران سال زیسته است.
اما ما میدانیم!
میدانیم که هر قدم اضافه در زیستگاه، هر صدای خودرو، هر حضور بیموقع و هر گلوله، میتواند بخشی از این میراث سبز را از فردای این سرزمین بگیرد. اگر امروز برای شنیدن آوازش سکوت کنیم، شاید فردا چیزی جز خاطرهای دور از نعرههای باشکوهش باقی نماند.بگذاریم این بار، قصه جنگل با صدای گلوله تمام نشود؛ بگذاریم مرال نر، شاخ بر شاخ رقیب بکوبد، عاشق شود، جفت بگیرد و بهار آینده، در میان مه و باران هیرکانی، صدای گوسالههای تازهمتولدشده، پاسخ آواز امسال او باشد.
انتهای خبر/
ثبت نظر شما